بازخانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازخانه . [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد که در شش هزارگزی جنوب خاوری بجنورد و هشت هزارگزی خاور راه شوسه ٔ عمومی بجنورد به اسفراین و در جلگه واقع است . هوایش معتدل با ٣٠٥ تن سکنه، آبش از رودخانه، محصولش غلات، بنشن و میوه جات و شغل مردمش زراعت و راهش مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
بازخانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) معروف و به ترکی قوشخانه گویند. (آنندراج ). جائی که در آن باز شکاری امرا را پرورش میدادند : تو ز آشیانه ٔ باز سپید خاسته ای زبازخانه نپرد بهیچ حالی بوم . سوزنی .