فرهنگ لغت

باز گشتن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

آمدن، بازآمدن، برگشتن، رجعت کردن، مراجعت کردن (متضاد: عازم شدن، عزیمت کردن) عود کردن پشیمان شدن، توبه کردن منصرف شدن (متضاد: مصمم شدن) مرتبط بودن، ارتباط داشتن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی باز گشتن | فرهنگ لغت