بارگیری کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارگیری کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) انباشتن و بستن . بر ستور یا کشتی و مانند آن نهادن حمل را. بارگیری کردن کشتی، پر کردن آن به محمولات . ◄ در تداول عامه، بسیار خوردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارگیری کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) انباشتن و بستن . بر ستور یا کشتی و مانند آن نهادن حمل را. بارگیری کردن کشتی، پر کردن آن به محمولات . ◄ در تداول عامه، بسیار خوردن .