بارگاه ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارگاه ساختن . [ ت َ ] (مص مرکب ) ایجاد بارگاه . خیمه و خرگاه زدن . ◄ محل پذیرایی و ملاقات فراهم کردن : منعم بکوه و دشت و بیابان غریب نیست هر جا که رفت خیمه زد و بارگاه ساخت . سعدی (از ارمغان آصفی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارگاه ساختن . [ ت َ ] (مص مرکب ) ایجاد بارگاه . خیمه و خرگاه زدن . ◄ محل پذیرایی و ملاقات فراهم کردن : منعم بکوه و دشت و بیابان غریب نیست هر جا که رفت خیمه زد و بارگاه ساخت . سعدی (از ارمغان آصفی ).