بارکشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارکشی . [ ک َ / ک ِ ] (حامص مرکب ) عمل بار کشیدن . مجازاً، تحمل رنج و سختی کردن . (دِمزن ) : باز نگویم که ز خامی بود بارکشی کار نظامی بود. نظامی . خشت زنی پیشه ٔ پیران بود بارکشی کار اسیران بود. نظامی . ◄ بردن بار از جایی بجای دیگر که پیشتر نقلیه نامیده میشد. (واژه های فرهنگستان ). ♦ بارکشی تند ؛ نقلیه ٔ سریعالسیر. (واژه های فرهنگستان ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی