بارکاو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارکاو. (ص ) موزون . هماهنگ . موافق : نکرده یکدمی آهنگ موزون نباشد بارکاو ساز گردون . (شعوری ج ١ ورق ١٨٨). کنسرت موزون و هماهنگ . (دِمزن : بارگاو). این لغت در مآخذ معتبر یافته نشد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارکاو. (ص ) موزون . هماهنگ . موافق : نکرده یکدمی آهنگ موزون نباشد بارکاو ساز گردون . (شعوری ج ١ ورق ١٨٨). کنسرت موزون و هماهنگ . (دِمزن : بارگاو). این لغت در مآخذ معتبر یافته نشد.