بارون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارون . (اِ) درختی است . سرد است بدرجه ٔ اول و خشک بسیم، بر قوبا طلا کنند زایل کند. و چوبش در آب بمرور مانند آبنوس شود.سبکتر از مازو است و بوی خوش دارد. (نزهةالقلوب ).
بارون . (اِ) معرب آن بارُن است . (دزی ج ١). رجوع به بارن شود.
بارون . (اِخ ) رجوع به بارن و لغات تاریخیه و جغرافیه ٔ ترکی ج ٢ شود.