بارونی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارونی . (اِخ ) شیخ عبداﷲبن یحیی بارونی نفوسی . از علمای اباضیة و از مردم طرابلس مغرب است . او راست : ١-دیوان شیخ عبداﷲ بارونی و دیوان شاگردش شیخ عمروبن عیسی تندمیرتی، چاپ سنگی مصر یا طرابلس غرب . ٢- سلم العامة و المبتدئین الی معرفة أئمةالدین، که آن را برای حاج سلیمان بن زیدالیفرنی بحدود ١٢٩٠ هَ . ق . نوشته است . چ مطبعه ٔ نجاح ١٣٢٤ هَ ق . (معجم المطبوعات ج ١ ستون ٥١٥).
بارونی . (ع ص نسبی ) نسبت به بارون و در تعریب نیز بارونی ّ آید. (دزی ج ١ ص ٤٨). رجوع به بارون شود.
بارونی .(اِخ ) سلیمان بن شیخ عبداﷲ بارونی نفوسی . او راست : ١- الازهارالریاضیة فی ائمة و ملوک الاباضیةجزء ٢ مطبعه ٔ بارونیه . (بی تاریخ ). ٢- دیوان (سلیمان بارونی ) مطبعة الازهار البارونیة مصر ١٣٤٦ هَ . ق . (معجم المطبوعات ج ١ ستون ٥١٥).