بارن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارن . [ رُ ] (فرانسوی، اِ) بارون . لقبی بوده است که اروپائیان در گذشته آن را به مالک زمین وسیع میدادند. اشراف زمیندار، فروتر از ویکنت و برتر از شوالیه .
بارن . [رُ ] (اِ) نام یکی از ارباب منازل قمر در تداول هیئت هندوان بود، چه منجمان آنان می پنداشتند ستارگان را مقامی است که به منزله ٔ ربوبیت بروج است و ازین رو برای آن ها از روحانیان اربابی قرار دادند چنانکه در کتاب بشن دهرم برای هر یک از منازل قمر رب خاصی است که ابوریحان جدول آن را نقل کرده و بارن رب منزل شدبش، بود. (از تحقیق ماللهند چ لیپزیک ص ٢٦٢). و رجوع به ص ٢٦١ همین کتاب شود.
بارن . [ رَ ] (اِ) پوست پنبه . (الفاظ الادویه ٔ هندی ).