بارنانه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارنانه کردن . [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شخصی که نفس خود را به مهلکه اندازد. (شعوری ج ١ ورق ١٧٩ برگ ب ). زود در مخاطره و هلاکت افتادن . (ناظم الاطباء) (دِمزن ). رجوع به بارانه کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارنانه کردن . [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شخصی که نفس خود را به مهلکه اندازد. (شعوری ج ١ ورق ١٧٩ برگ ب ). زود در مخاطره و هلاکت افتادن . (ناظم الاطباء) (دِمزن ). رجوع به بارانه کردن شود.