بارفروشه ده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارفروشه ده . [ ف ُ ش َ دِه ْ ] (اِخ ) دهی به مازندران . بارفروش : پس از وصول بدان حدود [ مازندران ]امیر نظام الدین عبدالکریم که ایالت آمل و بارفروشه ده ارثاً و استحقاقاً تعلق به وی میداشت ... (حبیب السیر چ خیام ج ٤ ص ٥٢٠). و رجوع به همین کتاب ج ٣ صص ٣٤٠ - ٣٤١ - ٣٤٣ - ٣٤٤ - ٣٤٧ - ٣٤٩ - ٣٥٤ - ٣٥٥ شود.