بارخانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارخانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) خانه ٔ بار. انبار. جای محصول . تجارتخانه . مغازه ای که در آن مال التجاره نگه میدارند. ◄ کیسه ای که خریداران اشیاء خریده شده ٔ خود را بدان جای دهند. (دِمزن ). ◄ سرزمینی که چیزی از آنجا خیزد. ♦ امثال : بار ببارخانه گرانتر است . (امثال و حکم دهخدا). ◄ آنچه از شهری بشهری یا از قریه ای بشهری بر استر و اشتر و جز آن فرستند کسی را از خوردنی و پوشیدنی . ◄ چیزی که در آن پلیدی و نجاست پر کرده از خانه بیرون کشند، فوقی یزدی گوید : من هم از روی طنز فرمودم کاینچنین بارخانه ٔ جاوید باد وقف بروت آنکه بمن از ره کینه دشمنی ورزید. چه بار بمعنی نجاست است ازین جهت آبگیری را که آب حمام و مطبخ و مزبله در آن فراهم آرندبارگین گویند، حکیم صادق : حوض کوثر که مشرب الروح است ناودانی ز بارگین من است . ◄ بستهای امتعه که آنرا در هند اتاله گویند، واله هروی گوید: در بارخانه ٔ دل ما غیر داغ نیست این کاروان قافله سالار آتش است . سعید اشرف در مزاحمت تمغاچیان بتاجر گوید : همه دربستهای بارخانه بکاوش کرده کار موریانه . ◄ نفائس اقمشه ٔ امتعه که ملوک و امرا با هم بتحفگی فرستند و آن در هند به چره خانه شهرت دارد. (آنندراج ). و رجوع به شعوری شود.