بارحم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارحم . [ رَ ] (ص مرکب ) رحیم دل . رحمان . راحم . غافر. غفور. غفار. (کازیمیرسکی ). رجوع به «با» شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
مهربان، دلسوز، باگذشت
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارحم . [ رَ ] (ص مرکب ) رحیم دل . رحمان . راحم . غافر. غفور. غفار. (کازیمیرسکی ). رجوع به «با» شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
مهربان، دلسوز، باگذشت
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی