بارجین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارجین . (اِخ ) پارچین . بنابر نوشته ٔ احمد محمد شاکر محشی المعرب جوالیقی در حاشیه ٔ ص ٣٢٢ کلمه ٔ بارجین خندق باشد و فارقین جزء دوم شهر میافارقین معرب آنست .
بارجین . (اِخ ) دهی است از دهستان میبد بخش اردکان شهرستان یزد. در ٢٤هزارگزی جنوب اردکان متصل براه فرعی بارجین به میبد و اردکان در جلگه واقع است . هوایش معتدل و دارای ٤٥٦ تن سکنه میباشد. آبش از قنات و محصولش غلات، شغل مردمش زراعت و صنایع دستی زنانش کرباس بافی و راهش ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠).