باربدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باربدی . [ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به باربد یا آهنگ منسوب به وی : سرکش بر پشت رود باربدی زد سرود وز می سوری درود سوی بنفشه رسید. کسائی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باربدی . [ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به باربد یا آهنگ منسوب به وی : سرکش بر پشت رود باربدی زد سرود وز می سوری درود سوی بنفشه رسید. کسائی .