بار عام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بار عام . [ رِ ](ترکیب وصفی، اِ مرکب ) پذیرایی عمومی . شرفیابی همگانی، مقابل بار خاص، پذیرایی خصوصی . رجوع به «بار» شود : و آنروز بارعام بود. (کلیله و دمنه ). بارعام است و در کعبه گشاده ست کز او خاصگان بانگ در جنت مأوا شنوند. خاقانی . در نوبت بار عام دادن باید همه شهر جام دادن . نظامی . آشنایان ره بدین معنی برند در سرای خاص بار عام نیست . سعدی (طیبات ).