باذل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ذِ) [ ع. ] (ص.) بخشنده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ذِ) [ ع. ] (ص.) بخشنده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باذل . [ ذِ ] (ع ص ) بخشنده و سخی . (غیاث ) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). ج، بُذل . عطادهنده . بسیارعطا. جوانمرد معطی . دهنده . بذل کننده و جودکننده . سخی و جوانمرد. (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
بخشنده، سخی، بذلکننده، بادبدست، فراخدست (متضاد: ممسک، خسیس، کنس، کمدهش، نابخشنده)