فرهنگ لغت

باذامک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باذامک . [ م َ ](اِ) یکی از انواع صفصاف است . (تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ص ٧١). خِلاف . نوعی درخت باشد. رجوع به خلاف و صفصاف شود. ◄ قسمی از بید. (ناظم الاطباء).

معنی باذامک | فرهنگ لغت