بادیه پیمای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادیه پیمای . [ ی َ / ی ِ پ َ / پ ِ ] (نف مرکب ) آنکه بادیه پیماید. رونده ٔ در بادیه . صاحب آنندراج آرد: از عالم دوزخ آشام است . نورالدین ظهوری گوید : جرس محمل مقصود چنین نغمه سرا به ثنای قدم بادیه پیمای من است . (از آنندراج ). صیدگری بود عجب تیزبین بادیه پیمای و مراحل گزین . نظامی . ◄ اسب تندرو. (ناظم الاطباء). اسب تیزرفتار. ◄ مسافر. (ناظم الاطباء). مردم سیاح و بیابانگرد.