بادید کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومبادید کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آشکار کردن . نمودار کردن . ظاهر ساختن .واژه قبلی: بادید آوردنواژه بعدی: بادیدار