بادژنام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادژنام . [ دِ ] (اِ مرکب ) بمعنی بادژکام است که سرخی و بنفشی و کمودت روی باشد. (برهان ). بادژفام . (ناظم الاطباء). سرخی مفرط که از غلبه ٔ خون بر رخ و سایر اندام ظاهر شود و سرخ باد نیز گویند. (رشیدی ). رجوع به بادژ، بادژفام، بادژکام، بادژوام، بادش، بادشکام، بادژبام، بادشفام، بادشنام، بادشوام، بادشم شود. ◄ شراب لعلی . (برهان ) (ناظم الاطباء). سرخ باد. (شرفنامه ٔ منیری ). شراب سرخ . (فرهنگ سروری ). ◄ صفرا. (برهان ) (ناظم الاطباء). سرخ باده و صفرا که بهندش پت گویند. (شرفنامه ٔ منیری ) (فرهنگ سروری ).