بادپرانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادپرانی . [ پ َ / پ َرْ را ] (حامص مرکب ) خوش آمد کردن، گفتن . ◄ ضراط زدن یعنی گوز کردن، چه باد بمعنی ضراط است، طغرا گوید : غیر سرنای گلویش ساز دیگر کوک نیست از نی انبان شکم چون بادپرانی کند. (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادپرانی . [ پ َ / پ َرْ را ] (حامص مرکب ) خوش آمد کردن، گفتن . ◄ ضراط زدن یعنی گوز کردن، چه باد بمعنی ضراط است، طغرا گوید : غیر سرنای گلویش ساز دیگر کوک نیست از نی انبان شکم چون بادپرانی کند. (آنندراج ).