باده گساری کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باده گساری کردن . [ دَ / دِ گ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) می خواری کردن . باده پیمائی کردن . می گساردن . شرابخواری کردن . باده خواری کردن . باده نوشیدن . می زدن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باده گساری کردن . [ دَ / دِ گ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) می خواری کردن . باده پیمائی کردن . می گساردن . شرابخواری کردن . باده خواری کردن . باده نوشیدن . می زدن .