بادل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادل . [ دِ ] (اِخ ) نام مبارزی هندی . (ناظم الاطباء).
بادل . [ دِ ] (ص مرکب ) شجاع و دلاورو صاحبدل . (ناظم الاطباء). پردل . دلیر : همه بتیغ گرفته ست وز شهان ستده ست شهان بادل جنگ آور و بهوش و بهنگ . فرخی . پادشاه بادل و جگردار، بدو دست بر سر و روی شیر زد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ١٢٠). و رجوع به «با»در همین لغت نامه شود.
بادل . [ ] (اِ) بهندی ابر را گویند. (فهرست مخزن الادویه ).