بادغد شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادغدشدن . [ غ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بادزده شدن . فاسد شدن . تباه شدن . روغن و مانند آن تند و تیز شدن، بعلت مجاورت هوا. باد کشیدن . رجوع به باد کشیدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادغدشدن . [ غ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بادزده شدن . فاسد شدن . تباه شدن . روغن و مانند آن تند و تیز شدن، بعلت مجاورت هوا. باد کشیدن . رجوع به باد کشیدن شود.