بادرانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادرانی . [ دَ ] (ص نسبی ) منسوب به بادران که قریه ای است از قرای واقعه بین نائین و بادران از نواحی اصفهان . (سمعانی ) (معجم البدان ) (مرآت البلدان ج ١).
بادرانی . [ دَ ] (اِخ ) ابراهیم بن عبداﷲبن محمدالبادرانی، مکنی به ابواسحاق . متوفی در ذی حجه ٔ سال ٥١٦ هَ . ق . از دانشمندان است . (از معجم البلدان ).
بادرانی . [ دَ ] (اِخ ) مکنی بابوالمکارم مبارک بن محمدبن معمر بادرانی . وی از ابوالخطاب نصربن احمدبن بطر و ابوالحسن علی بن محمدبن علاف و جز آنان حدیث کرد. شیخی صالح بود و سماع صحیح داشت و بسال ٥٢٢ هَ . ق . درگذشت . (معجم البلدان ).