بادخیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادخیز. (نف مرکب ) که باد در آنجا بسیار وزد. بسیارباد. مهب ریاح : منجیل و نواحی آن بادخیز است . ◄ (اِ مرکب ) محل وزش باد. ♦ ببادخیز بودن ؛ ببادی از جای رفتن : بازار جهان اگرچه تیز است کاسدشده ای ببادخیز است . نظامی .
بادخیز. (اِخ ) ناحیه ای است قریب بهرات که معرب آن بادغیس است و سبب تسمیه کثرت باد است در آن ناحیه . (آنندراج ) (انجمن آرا). ناحیه ای از اعمال هرات که اکنون معروف به بادغیس است . (ناظم الاطباء). این وجه اشتقاق بر اساسی نیست . رجوع به بادغیس و بادغیش شود.