بادخوره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادخوره . [ خ ُ رَ / رِ ](اِخ ) دهی است از دهستان جلگه ٔ افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان . در ٦هزارگزی جنوب باختر قصبه ٔ اسدآبادو ٣هزارگزی جنوب شوسه ٔ اسدآباد بکنگاور، در جلگه واقعست . هوایش سردسیر و دارای ٨٣٧ تن سکنه میباشد. آبش از قنات، محصولش غلات، لبنیات، انگور، صیفی، توتون وشغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی و جاجیم بافی است . راهش مالرو است که در تابستان میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
بادخوره . [ خوَ / خ ُ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) بادخور. مرضی است که از آن موی اسب بریزد. رجوع به بادخور شود.