بادامستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادامستان . [ م ِ ] (اِخ ) ده کوچکیست از دهستان سبلوئیه ٔ بخش زرند شهرستان کرمان در ٣٠هزارگزی جنوب باختری زرند و ١٠هزارگزی خاوری راه مالرو زرند به رفسنجان . دارای ده تن سکنه میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
بادامستان . [ م ِ ] (اِ مرکب ) بادام زار. باغی که در آن بادام کارند. مَلازه . (منتهی الارب ) (دهار). رجوع به بادام زار شود.
بادامستان . [ م ِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان طارم علیای بخش سیروان شهرستان زنجان واقع در ٥٣هزارگزی باختر سیروان و ١٨هزارگزی راه مالرو طارم بزنجان . منطقه ای است کوهستانی و سردسیر با ٢٧٨ تن سکنه . آبش از رودخانه ٔ خان چائی و محصولش غلات، بنشن، عسل و شغل مردمش زراعت و مکاری و صنایع دستی اهالی قالیچه و گلیم و جاجیم بافی است . راهش مالرو و صعب العبور میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢).