بادافراش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادافراش . [ اَ ] (اِ مرکب ) صاحب فرهنگ شعوری این ترکیب رابدین معنی آورده است : ضد پاداش و جزای بد و عقوبت که بادافراه هم گویند و شعر بی وزنی از شمس فخری نقل کرده است . رجوع به فرهنگ شعوری ج ١ ورق ١٦٨ برگ ب شود. مکافات و عقوبت و انتقام . (ناظم الاطباء: بادافرا).رجوع به بادآفراه، بادافره، بادان، باداشن، باداش، پاداش، پاداشن، پادآفراه، پادافراه و پادافره شود.