بادآور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادآور. [ وَ ] (ن مف مرکب ) مخفف و مرخم بادآورد.کنایه از چیزی باشد که مفت و بی تعب بدست آید. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا). رجوع به بادآوردشود. مالی که بدست آید. آنچه را باد با خود آورد. (شعوری ) (فرهنگ لغات شاهنامه ). رجوع به بادآورد شود. ◄ قلم . این معنی در هیچیک از فرهنگها نیامده است . (شرفنامه ٔ منیری ). ◄ سخن . این معنی در هیچیک از فرهنگها نیامده است . (شرفنامه ٔ منیری ). ◄ چون باد: اسب بادآورد : یکی ترجمان را ز لشکر بخواند به گل گون بادآورش برنشاند. فردوسی . ◄ شوکةالبیضاء. رجوع به بادآورد شود.
بادآور. [ وَ ] (اِخ ) مخفف و مرخم بادآورد، گنج خسروپرویز : دگرگنج کش نام بادآور است فراوان درو زیور و گوهر است . فردوسی (ازآنندراج ). دگر گنج بادآورش خواندند شمارش بکردند ودرماندند. فردوسی .