باد و بید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باد و بید. [ دُ ] (ص مرکب، از اتباع )بی فایده و ناسودمند. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا). بی فایده و بی سود. (ناظم الاطباء). هدر : که بهرام دادش به ایران نوید سخن گفتن او شود باد و بید. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باد و بید. [ دُ ] (ص مرکب، از اتباع )بی فایده و ناسودمند. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا). بی فایده و بی سود. (ناظم الاطباء). هدر : که بهرام دادش به ایران نوید سخن گفتن او شود باد و بید. فردوسی .