باد سنجیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باد سنجیدن . [ س َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از تکبر کردن باشد. (انجمن آرا). رجوع به باد در زیر دامن داشتن و باد در کلاه بودن و باد در کلاه داشتن و باد در کلاه افکندن و باد در سر بودن و باد در سر داشتن و باد در سر افکندن و باد در سر کردن و باد در سر شدن شود. ◄ کنایه از اندیشه های باطل و فاسد کردن باشد. (انجمن آرا). رجوع به باد در سر کردن و باد در سر افکندن و باد در سر داشتن و باد در سر بودن و باد در کلاه افکندن و باد در کلاه بودن و باد در کلاه داشتن و باد در زیر دامن داشتن و باد در سر شدن شود : گر آنی که بدخواه گوید مرنج وگر نیستی گو برو بادسنج . سعدی (بوستان ).