باد به دست
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ. دَ) (ص مر.)<BR>۱- محروم، بدبخت.<BR>۲- آدم بیهوده کار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بِ. دَ) (ص مر.) ۱- محروم، بدبخت. ۲- آدم بیهوده کار.
مترادف و متضاد واژهدان
اسرافکننده، خراج، باددست، متلف، مسرف، ولخرج (متضاد: مقتصد) آسوپاس، تهیدست، مفلس، هیچکاره (متضاد: ثروتمند، غنی) بدبخت، بدشانس، بیطالع، مفلوک (متضاد: خوششانس)