باد آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ دَ) (مص ل.) ورم کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ دَ) (مص ل.) ورم کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باد آوردن . [ وَ دَ ] (مص مرکب ) باستسقای لحمی مبتلا شدن . به ورم آماس دچار شدن . به اَودما، اوذیما، اِدِم گرفتار شدن . آماس و ورم کردن : دست فلانی این روزها باد آورده . (فرهنگ نظام ).