فرهنگ لغت

باجناغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باجناغ . [ ج َ ] (ترکی، اِ) باجناق . شوهر خواهر زن نسبت بشوهر خواهر دیگر. نسبت دو مرد با یکدیگر که هر یک شوهر یکی از دو خواهر باشد. هم پاچه . هم ریش . هم زلف . هم داماد. هم دندان . سِلف .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی باجناغ | فرهنگ لغت