باجربزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جُ بُ ز ِ) (ص مر.) لایق، شایسته، با قدرت، مدیر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جُ بُ ز ِ) (ص مر.) لایق، شایسته، با قدرت، مدیر.
مترادف و متضاد واژهدان
باشهامت، باعرضه، جراتمند، قدرتمند، مدیر (متضاد: بیجربزه، بیشهامت)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی