باتمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باتمان . (ترکی، اِ) از بت (بط) بمعنی مرغابی و مان (علامت تشبیه ) مرکب است . وزنه . سنگ ترازو (سنگ های ترازوی قدیم بصورت بَت بوده است ). ◄ من . رجوع به باتمن شود.
باتمان . (اِخ ) دهی از دهستان میاندربند بخش مرکزی کرمانشاه در ٧٢هزارگزی شمال کرمانشاه و ٥هزارگزی خاور شوسه ٔسنندج . دامنه، سردسیر. سکنه ٔ آن ٥٠٠ تن و آب آن از چشمه است . محصول آن غلات، حبوبات، میوه جات، تریاک، چغندرقند و شغل اهالی زراعت است . از طریق قلعه ٔ شاخانی اتومبیل میتوان برد.(فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).