بابکر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بابکر. [ ] (اِخ ) یکی از امراء نوروز: نوروز بهزیمت میرفت چون به در هرات رسید فخرالدین پسر شمس الدین کرت او را بشهر دعوت کرد. نوروز در آن باب متفکر شد امراء او بابکر و ساربان و سدوم گفتند: ای امیر... (تاریخ مبارک غازانی چ انگلستان ١٣٥٨ هَ . ق . ص ١١٢).