بابون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بابون . (اِ) بابونه . (دزی ج ١ ص ٤٧). زنبور درشت . صقیع. علفج . زنبور. دبور. زنبور زرد. (فرهنگ فرانسه بفارسی نفیسی، زیر کلمه ٔ فرلون ).
بابون . (اِخ ) نام قریه ای به بغداد، و از آنجاست ابوعبداﷲبابونی یکی از شیوخ تصوف . و رجوع به بابونیا شود.