باباعلی خوشمردان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باباعلی خوشمردان . [ ع َ ی ِ خوَ / خُش ْ م َ ] (اِخ ) (درویش، شیخ ) منصور. جد اعلی خواجه محمود سبزواری . (مجالس النفایس ص ١٠٣). خواندمیر آرد: درویش باباعلی خوشمردان درویشی پاکیزه روزگار لطیف گفتار بود و هم در آن زمستان که میرزا ابوالقاسم بابر در مشهد قشلاق نمود از سبزوار بخدمت پادشاه کامکار شتافت و التفات و عنایت بسیار یافت درویش منصور به صفت تقوی و پرهیزکاری اتصاف داشت و در غایت ریاضت اوقات گذرانیده پیوسته نقش فضایل و کمالات بر صحیفه ٔ خاطر می نگاشت و در فن عروض و صنایع شعری شاگرد مولا یحیی سیبک بود و در علم تصوف سند به حافظ علی جامی درست مینمود و در علم عروض دو رساله تألیف کرد و در جواب قصیده ٔ مصنوع خواجه سلمان شرایط اهتمام بجای آورد و مطلع آن قصیده ٔ درویش این است، بیت : بس دویدم در هوای وصل یار کس ندیدم آشنای اصل کار. از جمله منظومات درویش منصور این رباعی نیز مشهور است که : موجود چو ذره ای بخود نتوان کرد بسیار حدیث نیک و بد نتوان کرد ایجاد چو، بی قبول ممکن نبود آن راکه قبول کرد، رد نتوان کرد. (حبیب السیر چ خیام ج ٤ ص ٦٢) (رجال حبیب السیر ص ١٣٣).