باب طعام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باب طعام . [ ب ِ طَ ] (اِخ ) نام یکی از دروازه های زرنج سیستان است . (صور الاقالیم اصطخری ) : عمر او نزد تو آمد که تو چون نوح بزی در آکار، تن او، سر او باب طعام . (تاریخ سیستان ص ٢١١).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باب طعام . [ ب ِ طَ ] (اِخ ) نام یکی از دروازه های زرنج سیستان است . (صور الاقالیم اصطخری ) : عمر او نزد تو آمد که تو چون نوح بزی در آکار، تن او، سر او باب طعام . (تاریخ سیستان ص ٢١١).