فرهنگ لغت

باآبرو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(ص مر.) صاحب آبرو، آبرودار، باارزش، بااعتبار.<br>

فرهنگ فارسی معین

(ص مر.) صاحب آبرو، آبرودار، باارزش، بااعتبار.

مترادف و متضاد واژه‌دان

آبرودار، آبرومند، باحیثیت، محترم، معتبر (متضاد: بی‌آبرو)

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی باآبرو | فرهنگ لغت