ایجار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایجار. (ع مص ) (از «وج ر») ائجار. دارو در دهان کسی ریختن . ◄ نیزه زدن در دهان کسی و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (از «اج ر») پاداش عمل دادن . ◄ بستن استخوان را بر کجی . ◄ مباح کردن زن خود را بمزد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ به مزد خواستن کسی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ به کرایه دادن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).