ایجاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایجاد. (ع مص ) (از «وج د») ائجاد. آفریدن و هست نمودن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). در وجود آوردن و پیدا کردن . (آنندراج ) (غیاث ). هست کردن . (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ) : این طلب در ما هم از ایجاد تست رستن از بیداد یارب داد تست . مولوی . ♦ ایجاد کردن ؛ آفریدن . از عدم بوجود آوردن . (ناظم الاطباء). ◄ اختراع کردن . (ناظم الاطباء). ◄ بمطلب رسانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ توانگر وبی نیاز کردن . (منتهی الارب ). یقال : الحمد ﷲ الذی اوجدنی بعد فقر و آجدنی بعد ضعف ؛ ای قوانی . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ به ستم بر کاری داشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). یقال اوجدنی علی الامر.(ناظم الاطباء). ◄ توانا گردانیدن بعد سستی، یقال : اوجده و آجده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(آنندراج ). قوی گردانیدن . (از اقرب الموارد) (المصادر زوزنی ). ◄ رنج دادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).