اکفا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکفا. [اَ ] (از ع، اِ) اکفاء. مردمان همتا و قرین و همسر.(ناظم الاطباء). ج ِ کفو به معنی همسران و همجنسان . (از غیاث اللغات ) (آنندراج ) : کار عیش و خوشی از سر گرفتند و در این حالت محمدبن مقداد بیشتر ازاقران و اکفا بندگی کرد. (تاریخ جهانگشای جوینی ). ♦ اکفاوار ؛ همچون همگنان . مانند همتایان و همشأنان : الحق سخن های هول باز نموده بود اکفاوار و هیچ تیر در جعبه بنگذاشته . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٦٧٥).
اکفا. [ اَ ک ِف ْ فا ] (از ع، اِ) رقیبان . (ناظم الاطباء). ج ِ کاف ّ. منعکنندگان . (از آنندراج ).
واژگان فارسی سره واژهدان
بازدارندگان