اکسپرسیونیسم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ کْ پِ رْ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- فرضیه یا عمل مبتنی براظهار عواطف و احساسات.<BR>۲- روشی در هنر که جهان را بیشتر از نظر عواطف و احساس مینگرد تا حقیقت واقع و خارج، هیجان نمایی (فره).<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ کْ پِ رْ) [ فر. ] (اِ.) ۱- فرضیه یا عمل مبتنی براظهار عواطف و احساسات. ۲- روشی در هنر که جهان را بیشتر از نظر عواطف و احساس مینگرد تا حقیقت واقع و خارج، هیجان نمایی (فره).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکسپرسیونیسم . [ اِ پ ِ سی ُ ] (فرانسوی، اِ) فرضیه یا عملی مبتنی بر اظهار عواطف و احساسات خود به آزادی تمام . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (اصطلاح ادبیات و نقاشی ) روشی که جهان را بیشتر از نظر عواطف و احساس می نگرد تا حقیقت واقع خارجی، به عبارت دیگر کوشش هنرمند مصروف نمایش دادن حقایقی است که بر حسب احساسات و تأثرات شخصی خود درک کرده است . (فرهنگ فارسی معین ).
واژگان فارسی سره واژهدان
درونآزمایی