اکرومة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکرومة. [ اُ م َ ] (ع اِمص ) اکرومت . اکرومه . بزرگی . ◄ جوانمردی و مردی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ مردمی (و هو من کرم کاعجوبة من عجب ). (منتهی الارب ).
اکرومه . [ اُ م َ ] (ع اِمص ) اکرومة. اکرومت . (یادداشت مؤلف ). رجوع به اکرومة شود.