اکراس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکراس . [ اِ ] (ع مص ) با کرس شدن ستور. ◄ در کرس درآوردن بزغالگان را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ◄ سرگین پر شدن خانه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). پر شدن خانه از سرگین . (ناظم الاطباء). سرگین و بول فراهم آمدن در سرای و درغیر آن . (تاج المصادر بیهقی ). سرگین و بول با هم آمدن در سرای یعنی بر هم نشستن . (دهار). ◄ به سرگین آلوده شدن چهارپایان . (از اقرب الموارد).
اکراس . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ کِرس . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ج ِ کرس، به معنی خانه های مردم مجتمع و فراهم آمده و درهم پیوسته . (آنندراج ). و رجوع به کرس شود.