اکرار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اکرار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ کُرّ، به معنی مندیل و... (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). و رجوع به کر شود. ◄ ج ِ کَرّ، به معنی رسن پالان و... (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). رجوع به کر شود.
اکرار. [ اِ ] (اِ) نوع کبیر صامریوما است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). صامریوما. آفتاب گردان . طورنة شوالی . (یادداشت مؤلف ). صامریوما. (تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ص ٥٧). و رجوع به صامریوما شود.